نامههاي رسیده از سایر نقاط جهان (بخش 2)
***
«از ملاحظهي کتاب خامخواری شما متشکرم. اگر شما فهرست انتشارات ما را نگاه کنید خواهید دید که ما با عقاید اساسی شما از صمیم قلب موافقیم. ما با شما کاملاً همفکریم و مسلماً در پیرامون فعالیت شرکتمان به کشفیات شما ایمان کامل داریم.
به خصوص از نظریهي شما دربارهي تغذیهي کودکان استقبال میکنیم. این واقعاً خیلی عالی است. کاملاً درست است که بچههای کوچک برای میوهجات خام ذائقهي طبیعی دارند و از غذاهای پخته متنفرند. ما لذت میبریم از طرز گردآوری مطالبی که در یک کتاب پنجاه و سه صفحهای کلیهي دلایل لازمه هم برای زندگی سالم، هم برای مغلوب ساختن بیماریها و هم پیشگیری از آنها و همچنین جمعآوری اشارات طبی، اقتصادی و حتی نسبت به نتیجهي اخلاقی کلیهي افراد بشر تنظیم نمودهاید.
متأسفانه از اشخاصی که برای سعادت مردم خدمت میکنند، فقط کسانی صاحب تحسین و سایر پاداشها (مادی) میشوند که در مؤسسات رسمی کار میکنند؛ والّا چه کارهای عظیمی نمیشد انجام داد حتی با یک صدم آن پولهای هنگفتی که برای «تحقیقات علمی» به دست دانشمندان میسپارند که اگر نتیجهي این تحقیقات بعد از مدتها زیانبخش نمیشود، بیشتر اوقات پوچ از آب در میآیند.»
THE C. W. DANIEL COMPANY LIMITED Ashingdon, Rochford, Essex, England.
***
«یک جلد از کتاب خامخواری شما را به دست آوردهام که مجموعه آن روی من اثر گذاشته است، به اندازهای که من آن را پذیرفته و به اجرا گذاشتهام. من اینجا یک مزرعه شخصی دارم که میوهجات و سبزیجات خود را از راه طبیعی به عمل میآورم. تصمیم گرفتهام توسط خامخواری به دیگران کمک کنم تا آنها به سلامتی واقعی برسند. برای این منظور یک چک ارسال میدارم که برای من سی جلد کتاب بفرستید. همچنین خوشحال میشوم برای دریافت چند عدد بولتن شمارهي یک که میخواهم بین دوستانم توزیع نمایم.
براي تشويق و تجويز كتاب شما در اين مملكت هر چه ممكن است انجام ميدهم، زيرا اين كتاب به من كمك نموده است كه بهترين راه سلامتي و تندرستي را پيدا نمايم. در ايالات متحده آمريكا پيرواني زياد دارم و من خود را وقف مسأله تندرستي از راه تغذيهي درست و زندگي درست نمودهام. من يكي از اعضاي فعال انجمن بهداشت طبيعي آمريكا ميباشم. تصميم گرفتهام انجيل خامخواري را به توسط كتابهاي شما توسعه بدهم و اين كار سفارشات زيادي براي كتاب شما خواهد رساند. من يك مزرعه خيلي قشنگ دارم و در هر موقع كه شما به اين مملكت تشريف بياوريد، مهمان من خواهيد بود.»
Mr.A.J.RUGGIERI, W. 5 Mile Rd. Allegany, New York.
***
«بولتنهای شماره 1 و 2 را درباره خامخواری خواندیم و واقعاً تحت تأثیر این فکر تازه قرار گرفتیم. مسلماً مسأله خیلی منطقی است و این کتاب چنانچه دربارهي آن خوب تبلیغ شود طالبین زیادی پیدا کرده و موفقیت کامل به دست خواهد آورد. ما به عهده میگیریم این کار را با خرج خود انجام دهیم.
مؤسسهي ما در این مملکت در فروش کتاب در درجهي اول قرار گرفته است. برای امتحان اول، صد جلد کتاب سفارش میدهیم. کتابها را به آدرس بانک ما بفرستید و دستور دهید بعد از وصول پول کتابها را تحویل دهند.»
PAK AMERICAN COMMERCIAL INC. Box 7359, Karachi.
***
«خواهش میکنم صد جلد کتاب خامخواری زودتر به من برسانید. خیال میکنم این سفارش ششمین سفارش صدتایی باشد. من بسیار خوشحالم که به توزیع این کتاب کمک میکنم. شکی نیست که دنیا به آن احتیاج دارد. کتاب شما قیمت ندارد و برای من صد بلکه هزار دلار ارزش دارد. من بیشتر کتابهای دکتر شلتون را با مایهکاری و بلکه با ضرر جزئی فروختهام، زیرا کمک کردن به مردم دین و آيین شخصی من است. من میل دارم کوچه به کوچه بگردم و به هر کس که برخورد کنم یک جلد کتاب خامخواری بفروشم. من سعی میکنم هر چه ممکن است کتابهای شما را بیشتر توسعه بدهم.
بانو سوفی هولدزگرین یک گیاهخوار نجیب و با شخصیت میل دارد این طرز زندگی را توسعه دهد. با همین شرایطی که برای من کتاب میفرستید، صد جلد کتاب نیز برای او بفرستید.»
David Zuessman, 41 Pewter Lane, Hicksville, N. Y.
***
29 آوریل 1968
«کتاب شما را دریافت نمودم. من نه فقط این کتاب را خیلی عالی به حساب میآورم، بلکه با افکار و اعمال و نوشتههای من کاملاً مطابقت دارد. اکنون ما یک مجله به نام «زندگی حیاتی» انتشار میدهیم. علاوه بر انتشار این مجله و کتابهای شخصی خود، خیال دارم به عمده فروشیِ کتابهای خارجی که راه درست را به مردم نشان میدهند دست بزنم. برای این مقصود مسلم است که کتاب شما هم بین کتابهای من باید قرار بگیرد، بنابراین خواهش میکنم از شرایط تخفیف عمده فروشی مرا آگاه سازید.»
24 مه 1968
«خوشحالم که برای پنجاه جلد کتاب خامخواری یک چک 5/82 دلاری ارسال میدارم. اگر شما مایل باشید امتیاز چاپ کتاب را به ما واگذار نمايید ما با خوشحالی آن را قبول خواهیم کرد. کلیهي وسایل را برای انتشار آن داریم.»
»ESSENCE OF HEALTH«Highest Health and Life Law Publishers, Box 2821, Durban, South Africa.
***
«کتاب خامخواری شما الساعه به دستم رسید و من با اولین نگاه فهمیدم که مطالب آن خیلی جالب است و شما کار خیلی خوبی میکنید که میخواهید مردم را متقاعد سازید که بهترین عمل پیروی نمودن از قوانین طبیعت میباشد، بدون تغییرات مزخرفی که مردم در آنها میدهند.»
Ing. CARLCS PRIETO LOSANO. General Manager. INTER – AMERICAN ASSN. OF SANITARY ENGINEERING, Alfonso Herrera, 11-103, Mexico 4, D.F.
***
«کتاب خامخواری شما به هیئت سرویس رفقا رسید و من آن را با علاقهي زیاد خواندم. من آن را به کتابخانه انجمن گیاهخواران رفقا[1] خواهم فرستاد و امیدوارم که این کتاب برای اغلب مردم مفید واقع شود. متشکرم از این که شما با نوشتهها و طرز زندگی سادهی خود با غذاهای خام طبیعی کار نیکویی انجام میدهید. به نظر من این یک علامت امید برای تغذیهي جهانی و صلح همگانی است. اکنون انجمنهای مختلف مذهبی و سازمانهای نوعدوست وجود دارند که گیاهخوارند و صلحدوست و آنها برای رسیدن به اتحاد همگانی کمک خواهند کرد.»
QUEENIE DAWE , Friends House, Euston Rd. London, N. W. I.
***
«با دریافت این نامه شما تعجب خواهید نمود. باور کنید که با دیدن کتاب شما تمام اعضای هیئت مدیرهي این مؤسسه نه فقط سخت تحت تأثیر قرار گرفتند، بلکه کاملاً متقاعد شدند در این که فقط به وسیلهي خامخواری میتوان جمعیتها را از کلیهي بیماریها نجات داد. جمعیت ما یک مؤسسهي خیریه میباشد. ما تصمیم قطعی گرفتیم نهضت خامخواری را در سرزمین هند به اجرا بگذاریم. اگر شما اجازه دهید کتاب شما را به زبانهای انگلیسی و محلی چاپ نمايیم، در اولین وهله ده هزار جلد آن را به رایگان توزیع مینمايیم. همچنین با وزارت بهداری تماس حاصل خواهیم نمود تا آنها نیز در فعالیت خود این مسأله را در نظر داشته باشند. ما تصمیم گرفتیم در بیمارستانها نیز با عمل حقیقت را ثابت نمايیم.
ما میدانیم که فلسفهي شما از لحاظ منافع شخصی مخالفانی نیز دارد، ولی در مملکتی مانند هند که بیشتر جمعیت آن فقیر و گرسنه است، خامخواری زمینه مناسبی پیدا خواهد کرد و سبب خواهد شد که میلیونها افراد بشر که در نتیجهي پختهخواری و عادات و رسوم نادرست رنج میبرند، نجات پیدا کنند.
بعداً وقتی کتاب شما چاپ شد و نتیجه به دست آمد، یک دعوتنامه میفرستیم که با فامیلتان به هند بیايید و نتیجهي کار را با چشم خود ببینید.»
DAULAT RAM PUBLIK MISSION
Krishan Mohan, Vice Pres. 17- B, Asaf Ali Rd. NewDelhi
***
«من يك پزشك و جراح هستم كه در پنديچري مشغول كار هستم. شصت و هفت سال دارم. كتاب شما را خواندم كه مرا جداً تحت تأثير قرار داد. من بيماري قند دارم، ميخواهم خامخوار شوم و به كمك و راهنمايي شما خيلي احتياج دارم. من فقط منتظر جواب جنابعالي هستم.»
Dr. G. J. Vyas, 75 Aurobindo St. Pondicherry, India
***
«كتاب خامخواري شما در هندوستان به شهرتي بزرگ نايل گرديده است. اين نامه را از طرف اتحاديهي مؤسسات ناتروپاتيك هندوستان مينويسم. ما يك مؤسسهي خيريه هستيم و ميل داريم اين كتاب را در هندوستان چاپ نموده به قيمت ارزان بفروشيم تا همهي طبقات مردم بتوانند از آن استفاده نمايند. ما از اين لحاظ اين كار را انجام ميدهيم چون يقين داريم كه توسعهي فلسفه خامخواري، تندرستي عموم مردم را تأمين خواهد نمود. شما حتماً خوشحال خواهيد شد از اين كه ناتروپاتيك كميتهي وزارت بهداري كتاب شما را پسنديده و حاضر است براي منتشر نمودن آن به ما كمك نمايد.»
ALL- INDIA NATURE- CURE FEDERATION
Devendra Kumar Gupta, Secretary, New Delhi
***
«كتاب شما را تماماً خوانديم. اين كتاب به نظر من نه فقط براي استفادهي اشخاص متفرقه بلكه براي همهي ملتها از جمله ملت هند خيلي مفيد است، به شرط اين كه خوب تبليغ شود و به دست همه مردم برسد. با اين نظر ما ميل داريم آن را از انگليسي به زبان محلي ماراتي[2] ترجمه كنيم و در دسترس مردم بگذاريم. اينك تقاضا داريم اجازهي ترجمه را براي ما بفرستيد.»
Shahajirao Annasaheb Patil,
Tambave, Taluka- Walwa, Maharashtra, India
***
«در جلسهي امروز ما راجع به كتاب شما صحبت نموديم و بيست و پنج جلد سفارش گرفتيم. يك چك پنجاه دلاري ميفرستم و خواهش ميكنم كتابها را هر چه زودتر پست كنيد. ما بي نهايت علاقه داريم آن را زودتر مطالعه كنيم، زيرا مسألهي خامخواري، مخصوصاً براي بيماران سرطان كه در سرزمين ما از همه جا بيشتر شيوع پيدا كرده است، خيلي لازم است.»
در نامهي بعدي چنين مينويسد:
«كتابهايي كه فرستاده بوديد همه را فروختيم. بيست و پنج جلد ديگر فوراً بفرستيد. پيغام شما براي تندرستيِ همگاني، ما را به لرزش در آورد. همه تصديق ميكنند كه اين بهترين كتابي است كه تا به حال خواندهاند.»
THE INTERNATIONAL ASSN. OF CANCER VICTIMS & FRIENDS, Mrs. Bertha Anderson, Minneapolis, Mion. U. S. A.
***
«الآن از كنگرهي گياهخوران جهان كه در «مدرس» تشكيل شده بود برگشتم. در كنگره از ارزش مواد خام سخنرانيها شنيدم. يك بانوي انگليسي كتاب شما را به من نشان داد. من تصميم گرفتم كه ديگر غذاي پخته نخورم. فقط افسوس ميخورم كه شما در كنگره حضور نداشتيد. اميدوارم در كنگرهي آينده كه در سال 1969 در اسرائيل تشكيل خواهد شد شما را زيارت كنيم. حضور شما كمك خواهد كرد كه اين كشف بزرگ را به همهي جهانيان برسانيم. بسياري از مردم حاضر ميشوند كه خامخواري را عملي كنند و به ديگران بفهمانند كه انسان قادر است بدون بيماري زندگي كند، چون بيماري پديدهاي مصنوعي است كه مردم خودشان به وجود آوردهاند و با تغذيهي صحيح و زندگي صحيح انسان ميتواند به سوي كمال برود، يعني به وضعي برسد كه خداوند براي بندگان واقعي خود در نظر گرفته است.
آقاي آوانسيان، اين واقعاً شگفتانگيز است كه خدا شما را وسيله قرار داده كه مردم درمانده و رنجديدهي اين دنيا را از همه گونه بدبختي نجات بدهيد.»
Sofie M. Mello,”Lotus- Cottage”, Yercaud, India.
***
قسمتي از نامهي يك بانوي آمريكايي از استانبول. دختر ايشان منشي كنسول آمريكا در استانبول ميباشد.
«من كاملاً اطمينان دارم كه خداي بزرگ شما را انتخاب نموده و استعداد مخصوصي به شما عنايت فرموده است كه حقيقت را به مردم نشان دهيد و راجع به امر تغذيه كه از ابتداي پايهگذاري دنيا براي مردم آفريده است فكر آنها را روشن سازيد. غذاهاي طبيعي هم مانند خيلي چيزهاي ديگر توسط شيطان و مردم خودخواه و شهوتپرست خراب و آلوده شده است.
خداوند معجزات خود را به طور پوشيده و اسرارآميز انجام ميدهد. خداوند به شما الهام نموده و قدرت و جرأت داده است كه توسط كتابهاي خود توجه مردم را جلب نموده و آنها را آگاه سازيد كه چه فرجام شومي در انتظار آنها ميباشد، اگر جسم و جان خود را با خوراكيهاي پخته فرسوده نمايند.
اشخاصي كه با مصرف دارو و غذاي غيرطبيعي از قوانين طبيعت نافرماني ميكنند با بيماريهاي دردناك گوناگون و مرگ نابهنگام به كيفر خود ميرسند. خامخواري مانند يك داروي سخت فقط نصيب اشخاصي ميباشد كه پروردگار توانا انتخاب نموده است و من با دخترم و چهار طفل ويتنامي كه به فرزندي خود قبول نمودهام سعي ميكنيم كه در دستهي اين اشخاص انتخاب شده قرار بگيريم.
اطمينان داشته باشيد كه كتاب شما در آمريكا انقلابي بر پا خواهد كرد. چون مخالفان شما احساس ميكنند كه به مرور زمان پيروان زيادي پيدا خواهيد كرد، براي نشان دادن چابكي و سعادتمندي اشخاص خيلي چاق، يك نمايش رقص به وسيلهي آنها به تماشا گذارده بودند. بهطوري كه روزنامهها خبر ميدهند اين نمايش واقعاً يك مسخره بوده است.
يقين داشته باشيد كه آفريدگار، شما را مأمور اين عمل بزرگ كرده است. به پيوست نامه هفتاد و پنج دلار دريافت خواهيد نمود كه نصف آن را كتاب به نشانيهاي زير ارسال داريد و با بقيهي دلارها با نظر خود از كتابهاي ارزندهي خودتان براي كمك در اختيار سايرين بگذاريد.»
Mrs. Angela S. Madison, American Consulate General, Istanbul, Turkey.
***
«استاد عزيز، يكي از دوستان ما بولتن شما را براي من فرستاده است. ميخواستم براي اين كشف عظيم از شما تشكر نمايم و به اطلاع برسانم كه پنج نفر از خانوادهي بنده به گروه خامخواران اضافه گرديد و من فكر نميكنم كه هرگز از اين راه درست برگرديم. اگر چند نسخه بولتن براي ما بفرستيد ميتوانيم مردم را به اين روش جلب نماييم. مردم با روش ناشايسته خود به آستانهي بلا و بدبختي رسيدهاند. كتاب شما آمده است كه مردم را از اين فلاكت و بدبختي نجات دهد.»
Kathleen Borgstrom, Titirangi, Aukland, New Zeland.
***
«من يك گياهخوارم و اين روش را به همه توصيه ميكنم و ميآموزم. من بولتن شمارهي يك شما را در «گزارش كوه سينا»[3] خواندهام و از آن چاپ كردهام كه بين مردم توزيع نمايم. آيا خطا بوده كه بدون اجازهي شما اين كار را كردهام؟ آيا اجازه ميدهيد كه از آنها باز هم چاپ كنم و رايگان به دوستان مريض خود بدهم؟
خواهش ميكنم يك كتاب براي من بفرستيد. من يك كتاب به نام «طبيعت شفا دهنده» دارم، اگر كتاب شما مانند اين كتاب خوب باشد از آنها زياد احتياج خواهم داشت. من يك رساله نويس هستم، ولي پزشك نيستم.»
در نامهي دوم مينويسد:
«با دريافت كتابها و نامهي ارزنده شما به منتها درجه خوشحال شدم. دوست عزيز، فكر ميكنم كتاب شما بالاتر از همه چيز است و براي روشن كردن ارزش غذاي نپخته بهتر از كتاب شما چيزي وجود ندارد. اكنون اين كتاب خيلي به درد من ميخورد و ميتوانم آن را به بهترين وجهي مورد استفاده قرار دهم. از اين كتابها باز هم بيشتر احتياج دارم. براي يك مأموريت تبليغاتي به فلوريدا سفر خواهم كرد و ميتوانم تعداد زيادي از كتابهاي شما را در اين سفر به فروش برسانم. با اين راه ميتوانم خامخواري را توسعه بدهم. همچنين وظيفهي خود ميدانم در بعضي موارد، مردم را با خامخواري كمك نمايم. همين حالا بانويي در آستانهي مرگ است، پزشكان او را به حال خود گذاشتهاند تا بميرد. او از من خواهش ميكند با خامخواري او را نجات بدهم. من اميدوارم كه به زودي اين امر به مرحلهي عمل درآيد.»
I. W. Carroll, Box 240, Meadows of Dan, Va. U. S. A.
***
«ميخواستم به شما بنويسم و بگويم كه با كليهي مطالبي كه در كتاب خامخواري نوشتهايد صد درصد موافقم. به آمريكا سفارش دادهام كه شش جلد از آنها براي دوستانم به عنوان هديهي كريسمس بفرستد. ده سال است كه گياهخوار «وگان» ميباشم. از موقعي كه خامخوار شدهام از بيماريهاي سخت مانند فشار خون و بواسير و نقرس نجات پيدا كردهام.
اكنون حال مزاجي من شگفتآور ميباشد. شما حق داريد كه براي صرف غذا وقت تعيين نمينماييد و دستور ميدهيد هر وقت گرسنه باشيم بخوريم. هنگامي كه بدن گرسنه است معده براي هضم غذا آماده ميباشد.
من با پزشكان مباحثه ميكنم و آنها در جواب ميگويند: «شما درست ميفرماييد ولي دستور يك تزريق خيلي راحتتر از آن است كه مردم را تشويق نماييم تا آنها عادات و رسوم تغذيهاي خود را عوض نمايند.» عزيزم اگر پزشكان به مردم دستور بدهند كه غذا را بايد خام و بهطور طبيعي بخورند آنها ميخورند. اگر پزشكان در بيمارستانها به بيماران غذاي خام بدهند آنها حتماً خواهند خورد. چرا دكترها اين كار را نميكنند؟ پول است، پول و باز هم پول. من اين طور فكر ميكنم ...
متأسفانه تمام ميوهجات و سبزيجات كه از آمريكا براي ما ميفرستند با كودهاي شيميايي و سمپاشي زهرآلود شده است و من در مقابل اين عمل غير انساني سخت مبارزه ميكنم ...
خواهش ميكنم مرا ببخشيد كه اينقدر طولاني مينويسم. من با خواندن كتاب شما بينهايت خوشبختم. در همسايگي من دو نفر هم خامخوار هستند و از اين كه تنها نيستم بسيار خوشحالم.
اكنون نه ماه است كه هر پنجشنبه نيم ساعت براي بهداشت و خامخواري از راديو صحبت ميكنم. هر روز صدها نفر تلفن ميكنند و براي بيماريهاي خود از من كمك ميخواهند. جواب من هميشه يكي است: «فقط غذاي خام بخوريد.» اگر شما بدانيد كه چقدر از مردم اين كار را ميكنند و چند نفر براي بهبودي خود تلفني از من تشكر ميكنند، تعجب ميكنيد. حتي زن دو پزشك در خيابان جلوي مرا گرفتند و براي آستما و آرتريتيس از من دستوراتي خواستند.»
اين بانوي بشر دوست در نامهي بعدي خود مينويسد:
«بولتنهاي شما به موقع رسيد. بيماران زيادي هستند كه ميخواهند آن را بخوانند. نامهي سفارت هندوستان را نيز خواندم. خوشحالم كه كوششهاي شما براي بيدار نمودن مردم به ثمر ميرسد. ما هنوز مبارزهي بزرگي در پيش داريم. راجع به كارهاي بيمارستانها هر قدر زيادتر ميخوانم و ميشنوم، همان قدر بيشتر از جنايتهايي كه پزشكان توسط غذاي پخته و داروهاي سمي انجام ميدهند، وحشت ميكنم. بعد از اين كه من ده ماه در مورد خامخواري از راديو سخنراني نمودم، ناگهان پزشكان و داروفروشان متوجه شدند كه كار آنها رو به كسادي مينهد و جلوي مرا گرفتند؛ ولي من مقدار زيادي تخم كاشتهام كه بار ميدهد. من اكنون براي بعضي گروهها از مردم سخنراني ميكنم. آنها نميتوانند مانع اين كار شوند.»
Mrs. Eileen Marsh, “Land’s End”, General Delivery, Hamilton P.O. BERMUDA
***
«در اوايل ژانويه در تلويزيون برنامهي «تو نايت» را تماشا ميكردم. ناگهان با ديدن كتاب شما و با شنيدن چند صفحه از آن به هيجان در آمدم. خيلي مايل شدم يك جلد از اين كتاب را به دست بياورم. به ادارهي راديو تلويزيون B. B. C نامه نوشتم و راجع به كتاب شما اطلاعاتي خواستم. متأسفانه اطلاع حاصل كردم كه خريدن اين كتاب در انگلستان ممكن نيست و آنها فقط آدرس شما را براي من فرستادند. لذا تصميم گرفتم به شما نامه بنويسم و لااقل تشكرات خود را تقديم نمايم و آرزوي خود را براي موفقيت شما در توسعه پيغام خامخواري اعلام نمايم. من كاملاً معتقدم كه معتاد شدن به غذاي پخته مضرتر از هر جنوني ميباشد. چه دنيايي به وجود ميآمد اگر بشر روش تغذيه كنوني را با ميل شما عوض مينمود. كار شما در دنياي امروزه بالاترين گامي است كه به نفع بشر برداشته شده است. درود به شما، به بالاترين پيامبر عصر حاضر.»
در نامهي دوم چنين مينويسد:
«چه خوش روزي بود اين چهارشنبه هنگامي كه نامه و كتاب شما را دريافت نمودم. اين كتاب فوري مفهوم شد و مرا مجذوب ساخت و گاه به گاه مرا به لرزه درآورد. بالاتر از همه فكر مرا روشن نمود و از نو مرا الهام داد. وقتي در كلاس يكشنبهاي بعضي اقتباسها را يادداشت ميكردم كار بچهگانهاي انجام ميدادم. من حقيقت را جستجو ميكردم. اين جستجو مرا به ميان بعضي مذاهب، فرقهها و نظريهها كشاند. اين چه سفر طولاني و دشوار و خسته كنندهاي بود. بالاخره با يك نگاه به كتاب شما احساس كردم كه «اين همان است و بس.» متشكرم از يك چنين هديهي شگفتانگيز و همچنين از نامهي ارزندهي شما.»
دو سال بعد مينويسد:
«براي من بزرگترين شادي بود كه بار ديگر از شما نشرياتي دريافت نمودم و از موفقيتهايي كه نصيب پيروان شما گرديده است، آگاه شدم. شايد ميل داشته باشيد از وضع مزاجي نوهي خود شما را آگاه نمايم. در 1964 او يك بيمار عصبي بود و مدتي در بيمارستان روحي تحت معالجه قرار داشت. به محض خارج شدن از بيمارستان من يك جلد از كتاب شما را براي ايشان فرستادم. همانطور كه اردك به آب بچسبد او هم به خامخواري چسبيد و بهبود او شگفتانگيز شد. جسم و روح او به كلي عوض شده و او در تحصيلات خويش خوب پيشرفت ميكند. او در دانشگاه منچستر يك دانشجوي هنرپيشه ميباشد.»
Mrs. Gena Harries, 11Hston Place, West Cross, Swansea, Glamorgan, England.
***
«هر چه من در نامهي قبلي نوشتم اينجا باز هم تكرار ميكنم. كتاب شما خارقالعاده، روشن و متقاعد كننده است. به نظر من كسي كه بخت داشته باشد اين كتاب را به دست بياورد بايد هر روز اقلاً ده پانزده دقيقه آن را بخواند، چون اين كمك خواهد كرد كه او هميشه در راه صحيح بماند.»
Dr. Stephen Goitein , 506 Santa Monica Blvd. Santa Monica, Calif. U. S. A.
***
«سال گذشته وقتي با يك دوست راجع به بيماري همسرم كه از سه سال پيش دچار آنژين سينه شده صحبت مينمودم، او كتاب شما را به من نشان داد. براي استفادهي همسرم تصميم گرفتم اين كتاب را از انگليسي به هلندي ترجمه نمايم. تقريباً سه چهارم كتاب ترجمه شده. خيال ميكنم بد كاري نميشد اگر اين كتاب را به زبان هلندي در آمستردام چاپ نمايم. اكنون منتظر اجازهي كتبي شما هستم. من چندين كتاب ديگر نيز ترجمه نمودهام.»
J. H. B. Blomendal, Arestotesstratt 26, Amsterdam.
***
«جلد اول خامخواري را خواندهام. من در انستيتوي «معالجه توسط رژيم غذايي» وابسته به آكادمي علوم بلغارستان دوره انترني را ميگذرانم و مشغول نوشتن تز هستم. موضوع تز من «معالجه بعضي بيماريهاي داخلي و مخصوصاً فربهيها توسط خامخواري» ميباشد. من ميخواهم با رسيدگي باليني نزد بيماران سخت و صعبالعلاج كه در بيمارستان تحت نظر من هستند نيروي شفابخش بلاعوض خامخواري را ثابت نمايم. براي نشان دادن اولين نمونهها فربهيها را در نظر دارم. چون اين روش كاملاً تازه است و كم مطالعه شده، خواهش ميكنم به من كمك كنيد و در اين باره اطلاعات بيشتري براي من بفرستيد.»
Dr. SNEJANA EKIMOVA 16 Ioan Exarch St. Sofia, Bulgaria.
***
« من بيست و پنج سال در ايالات متحده آمريكا بودم. از مدتها پيش قسمت عمدهي خوراك من از مواد نپخته تشكيل شده بود. اين يك آمادگي بود كه كتاب شما را با تمام وجودم استقبال نمايم. فقط بعد از صد درصد خامخوار شدن احساس نمودم انرژي من كه سالهاي دراز در عقبش ميگشتم بالاخره افزايش پيدا ميكند. در اولين ماههاي خامخواري چهار كيلو به وزن من افزوده شد. من كاملاً ايمان دارم كه خامخواري دامنگير خواهد شد.
ما چهار بيوهزن هستيم كه با هم زندگي ميكنيم. خانهي ما به يك باشگاه خامخواري تبديل شده است. هفتهاي يك روز دوستان و همسايگان در منزل ما جمع ميشوند و به مطالعهي خامخواري ميپردازند. در اين اجتماع نامهي دولت هند را خوانديم. اين يك خبر تكاندهنده است كه يك قسمت از دنيا بيدار شده، حاضر است با حقيقت رو بهرو شود و ملت خود را براي تغذيهي طبيعي راهنمايي نمايد.
هفتهي پيش براي چهارده نفر مهماني ترتيب داديم و با انواع سالادها از آنها پذيرايي نموديم كه خيلي مورد توجه واقع شد. سپس يك مذاكره گرم شروع شد و نسخهها گرفته شد. سپس خوانديم كه چطور در ايالات متحده آمريكا نمك را در كورهها زير 1200 درجه حرارت خشك ميكنند و همهي خاصيت طبيعي آن را نابود مينمايند.
اكنون يك سال است كه من و دوستانم صد درصد خامخوار هستيم. يك چك سي دلاري ميفرستم براي پانزده كتاب. اين سومين سفارش من است. مردم از كتاب شما خوب استقبال ميكنند.»
Mrs. Rachel Maria Foster, La Calma 60, Las Fuentes, Guadalajara, Jalisco, Mexico.
***
«وظيفهي خود ميدانم براي كتاب شگفتانگيز خامخواري كه اخيراً از آمريكا براي من فرستادهاند از شما تشكر نمايم. خدا را شكر ميكنم كه آنچه براي تندرستي خودم ساليان دراز جستجو مينمودم بالاخره پيدا كردم.
من شصت و شش سال دارم، فرانسوي هستم، چهل و پنج سال پيش به آمريكا رفتم و هفت سال در آنجا بودم. در شرايط محيط نامساعد آنجا سخت بيمار شدم، در جستجوي شفا به گياهخواري پناه آوردم. چهل سال تمام با نتيجهي خيلي كم بلكه بدون نتيجه گياهخواري را ادامه دادم. از سه سال پيش مصرف غذاي خام را به هشتاد درصد رساندم و باز هم نتيجهي مثبت نگرفتم تا بالاخره بعد از خواندن كتاب شما به صد درصد خامخواري متوسل شدم. اكنون بعد از سه ماه و نيم خامخواري چنان نتيجهي خوبي نصيب من شده كه به هيچ وجه مايل نيستم به غذاي پخته لب بزنم.
قبل از خواندن كتاب شما من خيال ميكردم صد درصد خامخوار شدن كار مشكل بلكه غير ممكن است، ولي اكنون در عمل ميبينم چنان نيست. در كتاب شما همه چيز به قدري ساده و روشن است كه براي اشخاصي كه هنوز كمي اراده دارند خامخواري ديگر يك مسأله نميباشد. من يك زمين كوچك دارم كه ميوهجات و سبزيجات خود را بدون مواد شيميايي به عمل ميآورم. در اين عمل شرافتمندانه شما كه براي نجات عموم بشر قدم برداشتهايد پيشرفت سريع آرزو ميكنم و حاضرم تا سر حد قدرت خود به اين كار كمك نمايم.»
Mr. J. Pichon, 24 Ville Franche du Perigord, Lavaur, France.
***
بيستم فوريه 1964
«از راهنمايي شما جهت دريافت كتابي به نام خامخواري خيلي ممنون ميشوم. سازمان راديو تلويزيون انگليس[4] از لندن به من اطلاع داد كه اين كتاب در انگلستان به فروش نميرسد و فقط آدرس شما را براي من فرستاده است. من بسيار مايل هستم يك جلد از اين كتاب داشته باشم.»
نوزدهم مارس 1964
«براي دريافت كتاب خامخواري شما كمال تشكر را دارم. مضمون كتاب شما براي من واقعاً كشف بزرگي بود. اين عاليترين كتابي است كه تا كنون براي احتياجات و نيازمنديهاي بشر نوشته شده است. من فكر ميكنم كه كليهي مضامين سراسر كتاب شما بينهايت بيريا و اميدوار كننده ميباشد. همچنين براي صرف وقت و تحقيقات طولاني و كوشش فوقالعاده كه براي تدارك چاپ كتاب به كار برده شده است، ارزش زياد قائلم. اين سخنان در مقابل آنچه در واقع نسبت به كتاب شما احساس ميكنم، بسيار نارسا ميباشد. با اين كه ميدانم به چه اندازه دشوار است عادت مردم به خصوص عادت تغذيه را تغيير داد معهذا آنچه مقدور ميباشد به كار ميبرم تا مردم را با اين روش صحيح تشويق نمايم. در صورتيكه تمايل داشته باشيد گاه بهگاه از جريان شما را مطلع ميسازم.»
Mrs. Snelling, 26 Victoria Rd. Southsea, Hants, England.
***
29 سپتامبر 1964
«من مصرف غذاي پخته را پنج ماه پيش قطع نمودم. سي و يك سال دارم و خودم را خيلي خوب احساس ميكنم. هر روز در ساحل دريا چهار كيلومتر ميدوم. كوه ويتني كه ارتفاع آن 14500 پا و رفت و آمد آن 26 مايل ميباشد را هفتهي پيش در يك روز طي نمودم. نبض من 58 الي 60 ميباشد. من با اين سخنان ميخواهم ثابت كنم كه خامخواري جواب كليهي دردها و بيماريهاي بشر ميباشد.»
6 فوريه 1966
«اكنون من و همسرم تقريباً دو سال است كه خامخوار ميباشيم و خيلي خوب نتيجه گرفتيم. به ضميمهي نامه يك مقاله ميفرستم كه همسرم شرلي نوشته است و در مجله «لتز ليو»[5] ژوئيهي 1965 چاپ شده است. ما اجازه ميدهيم در موقع لزوم اين مقاله و عكسها را مورد استفاده قرار دهيد. يكي از عكسها مال يكي از دوستان صميمي ماست كه خامخوار است. نام او ميكي سليمان ميباشد. او با شيرهاي آفريقايي كه چنگ و دندانهاي سالم دارند با دست خالي كشتي ميگيرد.
هيچ وقت در عمر خود اين اندازه خودمان را سالم حس نكردهايم كه بعد از خامخواري احساس ميكنيم. كتاب شما بهترين كتابي است كه ما تا كنون خواندهايم. ما خيلي خوشحاليم از اين كه حقيقت را بين مردم منتشر ميكنيم. ما معتقديم كه كتاب شما را همهي مردم بايد بخوانند. به پيوست پنجاه دلار دريافت نماييد.»
Mr. Thorwald Boie, 1015 Venice Blvd. Venice, Ca. U. S. A.
***
«براي جلد دوم خامخواري كه ارسال فرمودهايد بينهايت سپاسگذارم. دو سال پيش با خواندن جلد اول كتاب شما من و شوهرم وضع زندگي سابق خود را عوض نموده راه طبيعي را انتخاب نموديم. از آن موقع تا به حال غذای پخته مصرف نکردهایم و به شما اطمینان میدهیم که هیچ چیز در دنیا نمیتواند ما را وادار نماید که این راه صحیح را ترک نمايیم و به عادت ناشایسته گذشته برگردیم. زندگی با پیروی از قوانین طبیعت چقدر لذت بخش و مفید میباشد. تندرستی و شادی زندگی قیمتی ندارد و همه کس در دنیا باید به روش طبیعی به این گونه نعمتها دست یابد.
قبل از شروع خامخواری ما چند روز روزه گرفتیم و هنگامی که صد درصد خامخواری را شروع کردیم، آن عکسالعملهایی که نزد سایرین دیده میشود، در ما ظاهر نگردید؛ زیرا به نظر ما برای پاک نمودن بدن از سُموم، روزهي کامل یک راه صریح میباشد.
تبریکات صمیمانهي ما را برای عمل بشر دوستانهي خود بپذیرید. امیدواریم این نشریه به کامیابی شایستهي خود نائل گردد.»
Mr, Julien Boutin, 4327 Herden Drive, Lake Worth, U. S.A.
***
27 نوامبر 1964
«بعد از خواندن کتاب خامخواری شما میل داشتم یک جلد برای خودم داشته باشم. من خامخوار صد درصد هستم و کوشش میکنم این روش صحیح را بین مردم رواج بدهم. غذای طبیعی زندگی مرا نجات داده است.»
21 ژانویه 1965
«من یک برگ چک میفرستم جهت پانزده کتاب که قبلاً دریافت شده و پانزده جلد دیگر که ارسال میفرمايید. من واقعاً مایلم از فرصت استفاده نموده و توسط کتاب عالی شما به مردم کمک کنم. با کمال علاقه کتابهای شما را بین مردم توزیع مینمایم. واضح است تعداد اشخاصی که از این کتاب میخواهند استفاده کنند در حال حاضر محدودند، ولی مطمئن هستم اکثر مردم در موقع خود حقیقت را قبول خواهند نمود. فعلاً آهسته کار کردن با اشخاصی کstrongs dir=trongه میخواهند حرف بشنوند بسیار رضایتبخش میباشد.»
Mrs. Helen M.Bulbeck, 818 Cherry St. Santa Rosa, U. S. A.
***
این نامه از مدیر یک رستوران گیاهخواری رسیده است:
«اخیراً شوهر من یک کتاب خامخواری به دست آورد. از آن موقع ما خامخواری میکنیم و این روش را بین دوستان و مشتریان خود توسعه میدهیم. ما سعی کردهایم همهي غذاهای پخته را به غذای خام و کتابهای «پخت و پز» را به کتاب خامخواری تبدیل کنیم. اینک یک چک صد دلاری برای پنجاه جلد از کتاب و بولتنها میفرستیم. اگر ممکن است چند بولتن با پست هوایی بفرستید.»
“BOVERY GENERAL”, 518 Bowery, Iowa City, U. S. A.
***
«یکی از دوستان پاریسی من چند بولتن شمارهي یک به من داد. شما کلیهي وقت، استدلال و تجربیات مرا عوض نمودهاید. من یک ملک دارم به ارزش هشتاد هزار دلار آمریکایی که حاضرم در اختیار شما بگذارم. من هفتاد و هفت سال دارم. تنها هستم، زن و بچه ندارم. دوازده زبان اروپایی بلدم. آیا میتوانم انتظار شما یا یکی از دوستان شما را داشته باشم؟ مهم نیست که زن یا مرد باشد.»
Paul Jauzin, Country Club, Hatha Yoga L’OASIS 02 Puiseux- en-Retz, Villers Cotterêts, France.
***
«با یک اتفاق عجیب کتابخانهي ما دو تا از بولتنهای شما را به من داد. من آنها را خیلی جالب و سحرآمیز یافتم. مخصوصاً که من به سرزمین هونزا سفر نموده و کتابی مربوط به این ملت خارقالعاده نوشتهام.
من حالا متوجه میشوم که آنها تقریباً همگی خامخوارند. من یک کتاب میخواهم تا بتوانم با طرز فکر شما بیشتر آشنایی پیدا کنم و همچنین چند بولتن لازم دارم که بین بیمارانم توزیع نمایم. من مدتها خیال میکردم که حرارتی از صد و چهل درجه به بالا آنزیمها را در غذای طبیعی خراب میکند، اکنون میبینم که اشتباه کردهام...»
Dr. Allen E. Banik, Author of “Hunza Land” 7 E. 23rd St. Kerney, Nebraska, U. S. A.
***
چون بیشتر زندهخواران میل دارند با زندهخواران دیگر تماس حاصل کنند و با آنها مکاتبه نمایند تا با نظرات و تجربیات آنها آشنا شوند، این است که من زیر همهي نامهها اسم و نشانی کامل نامهنویسان را ذکر نمودم. این کار کمک خواهد کرد که مردم به گفتههای من ایمان پیدا کنند و کوچکترین شکی در آنها نداشته باشند.
چون قسمت نامهها قدری طولانی شد، ممکن است بعضی خوانندگان خیال کنند که من همهي نامههای رسیده را در اینجا ذکر نمودهام، ولی این طور نیست. من از هر صد، صد و پنجاه نامه فقط یکی انتخاب کردهام و از هر نامه قسمت خیلی کوچکی را اقتباس نمودهام.
در این وبلاگ می توانید متن کامل دو کتاب ارزشمند آرشاویر دِر آوانسیان یعنی "خامخواری" و "پخته خواری، یک عادت مرگ آور، باعث همه ی بیماری ها" را مطالعه کنید.